تبلیغات
مرواریدهای سرخ مرواریدهای سرخ - بارزترین مشخصه حكومت اسلامی چیست؟
 

بارزترین مشخصه حكومت اسلامی چیست؟

نویسندگان: احسان عباسی

 

«حكومت دینى» آن است كه هماهنگ باتعالیم دینى و بر اساس «دین» باشد و دست كم در هیچ زمینه‏اى، با آموزه‏هاى دینى ناسازگار ننماید. البته در این بحث، «دین اسلام» محور سخن است؛ نه هر دینى. براى درك دقیق معناى حكومت دینى، توجه به نكات زیر سودمند است: یكم. بى‏تردید دین‏دارىِ حاكمان و كارگزاران امرى بایسته و لازم است، اما بدون رعایت احكام و قواعد دینى درتدوین و اجراى قوانین، كافى نیست؛ زیرا حكومت دینى، به معناى نظام «دین مدار» است. بنابراین نمى‏تواند احكام و دستورهاى الهى را زیر پا نهد. پس التزام به احكام الهى، از ویژگى‏هاى اساسى وجدایى‏ناپذیر حكومت دینى است. قرآن مجید پشت پازنندگان به این اصل را كافر خوانده، مى‏فرماید: A}(وَ مَنْ لَمْ یَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ){A؛V}مائده (5)، آیه 44.{V دوم. آیا افزون بر رعایت احكام الهى، ساختار و اركان حكومت نیز باید تماماً برگرفته از دین باشد؟ براى پاسخ به این پرسش، باید گستره سیاسى دین بررسى شود؛ یعنى، باید مشخص گردد، دین در حوزه «سیاست»، چه ارمغانى براى بشر آورده است؟ آیا تنها به ذكر پاره‏اى از تعالیم و هنجارهاى مربوط به مناسبات سیاسى و اجتماعى - بدون ارائه شكلى ویژه از حكومت - بسنده كرده است؟ یا به نوعى خاص از حكومت با ساختارى ویژه و نیز به چگونگى شكل‏گیرى و انتقال قدرت سیاسى توجّه دارد؟ بنابر دیدگاه دوم، فقط به‏كارگیرى هنجارها و عدم ستیز با آنها، براى دینى خواندن حكومت كافى نیست و حكومت دینىِ مطلوب، نظامى است كه همه اركان و ابعادش، برگرفته از دین و سازگار با آن باشد. با مراجعه به نصوص دینى و سیره پیشوایان معصوم(ع) در مى‏یابیم كه اسلام، هر گونه حكومتى را بر نمى‏تابد. واپسین آیین آسمانى، حكومتى را تأیید مى‏كند كه: 1. حاكمانش، داراى ویژگى‏ها و صلاحیت‏هاى معیّن و تعریف شده در نصوص دینى باشند. 2. آنان از راه‏هاى معین - نصب الهى و مقبولیت مردمى - قدرت رابه دست گیرند. 3. در حكومت‏دارى، شیوه‏ها و هنجارهاى تبیین شده، در منابع دینى را رعایت كنند. این بدان معنا نیست كه تمام ساختار و اركان حكومت، به نحو ثابت و انعطاف‏ناپذیرى، در دین مشخّص گردیده است. مراد آن است كه اصول و زیر ساخت هایى اساسى و مشخص، در دین وجود دارد كه حكومت با آنها ماهیت و چهره‏اى ویژه مى‏یابد و از دیگر نظام‏هاى سیاسى متمایز مى‏شود. براى مثال یكى از شاخصه‏هاى اصلى حكومت اسلامى «ولایت» معصوم و نایب او بر جامعه، از طریق نصب الهى است؛ ولى پاره‏اى از خصوصیات مربوط به ساختار و اركان حكومت، متناسب با مقتضیات زمان و مكان و گسترده و پیچیده شدن نهادهاى ادارى - اجتماعى و گسترش دایره وظایف و خدمات دولتى، انعطاف‏پذیر است؛ یعنى، مثلاً مى‏توان حكومت اسلامى را به صورت متمركز یا نامتمركز تشكیل داد. سوّم. حكومت دینى، مراتب و درجاتى دارد. مرتبه عالى و ایده آل آن، این است كه همه امور و اركانش، مبتنى بر دین و هماهنگ با آن باشد؛ ولى وقتى تأسیس دولت تمام عیار دینى، ممكن نیست، باید مرتبه نازل‏تر آن را اجرا كرد. مرتبه نازل یا بدل اضطرارى حكومت دینى، حكومتى است كه در آن احكام و قوانین دینى رعایت شود؛ هر چند كل نظام از تعالیم دینى برنیامده و در رأس آن حاكم منصوب از سوى خداوند قرار نگرفته باشد. البته چنین حكومتى، تنها در صورت عدم امكان تأسیس «دولت كامل» اسلامى، روا است

 

برچسب ها: حکومت اسلامی، اهداف حکومت اسلامی، حکومت اسلامی چه نوع حکومتی است، تبیین حكومت اسلامی، حکومت در اسلام، حكومت جهانی اسلام، احكام الهى، عدالت اسلامی، دینداری، آیین آسمانى،  

تعداد بازدیدهای این مطلب ::  بازدید

 

() نظرات