تبلیغات
مرواریدهای سرخ مرواریدهای سرخ - دلنوشته های جدید دکتر مجید کریمی
 

دلنوشته های جدید دکتر مجید کریمی

نویسندگان: احسان عباسی موضوع: شعر، 

 

سجده
چرا به همه ی عمر، سجده کرده ایم

لاکن سجده را به حال خویش رها کرده ایم

آدمی از ازل لایق سجده بود

چرا سجده برغیرآدم کرده ایم

خدای گفت فرشتگان من سجده کنید

وای برابلیس که گفت کمرخم نمیکنم

چون به کعبه رسیدم گفتند سجده کنید

گفتم ایدل سجده برگل ِآدم میکنیم

کعبه با زبان بی زبانی گفت بله ، سجده بر خالق عالم میکنیم

عالم سجاده من و توست ، سجاده پهن بروی عالم وآدم میکنیم

پس بیا سجده بر خالق هردوعالم کنیم

گویند کعبــه دل ِ من و توست

پس سجده را بی علت نمیکنیم

گوهر سجده را سجده ای واجب است
سجــــده را بر سینـــه ، خـاتــم میکنیم

جان کلام ، سجده روی خاک افتادنست

سجده آرامش سوی ِ دلها بردنست

 

 

 

در خلوت با خدایم

زمانی نه چندان دور بچه ای در کوچه بودم

کوچه ای پر از شادی ولی تـَــنــــگ زمان

تمام غصه هایم کوچه ای خلوت بود

ولی کنون خلوت کوچه ام را

آرزویســـــت تا قیـــامـــــت

خلوت کوچه ام را نگریستم

گــــــوش دادم


گوش نه ... هوش ِ پُرازخروش دادم

پُرازهیاهوی خلوت هاست

وه چه شلوغست نگاههای سردِ کوچه ام

خدایا نمی بینی خلوت سرد و کشنده ام را

نمیدانی مشکلم را... ؟

نمیگوئی رمز لبان بسته ام را

الها ......
الها بگو و بشکن سکوت بی ریشه ام را

گرچه میدانم ...

گرچه می دانم ... نه یقین دارم خلوت سرد ِ کوچه را

طُرفه نگاهت گرمش میکند

خدایا سئوالی کهنه دارم

دانه پوسیده ای بی ریشه دارم

گرچه میدانم جوابش را

امّا گلی پژمرده دارم

سیــــــرابـــــش میکنی یا تشنـــــــه آبــــــش میکنی

 

برچسب ها: دکتر مجید کریمی، مجید کریمی، اشعار دکتر مجید کریمی، دلنوشته های دکتر مجید کریمی، نوشته های کوتاه دکتر مجید کریمی، عارفانه، عرفانی،  

تعداد بازدیدهای این مطلب ::  بازدید

 

() نظرات